باران می یارد

باران می بارد ومن در ابستگاه همیشه ایستاده پیر میشوم بی آنکه بدانم سال هاست هبچ قطاری این جا توقف نمی کند....

بمان

بودنت را از من دریغ مکن که بودنت بارانی  است از آرامش برای من بغض آلود....

که بودنت تکیه گاهی است برای من شکسته دل زیر آوار  غم ها...

ونبودنت پایانی است برلبخندهایم   نفس هایم  ...

ونیودنت آغاز سلامی است به تنهایی.. 

راحت تر بگویم " من از تنها بودن میترسم " 

-www.jazzaab.ir عکس های بسیار زیبای فانتزی

السلام علیک یا اباعبدالله (ع)

شهیدحسین خرازی

 بسم الله الرحمن الرحیم

استغفرالله، خدايا امان از تاريكي و تندي و فشار قبر و سوال نكير و منكر در روز محشر و قيامت، به فريادم برس. خدايا دلشكسته و مضطرم، صاحب پيروزي و موفقيت تو را مي‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدايا تا زمان عمليات، فاصله زيادي نيست، خدايا به قول امام خميني [ره] تو فرمانده كل قوا هستي، خودت رزمندگان را پيروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمين بكن. خدايا! از مال دنيا چيزي جز بدهكاري و گناه ندارم. خدايا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فيض عظماي شهادت نصيب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... مي‌دانم در امر بيت المال امانتدار خوبي نبودم و ممكن است زياده‌روي كرده باشم، خلاصه برايم رد مظالم كنيد و آمرزش بخواهيد.

والسلام

 

حسین خرازی  در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید..

روحش شاد... 

خون دلها خورده اند...
حواسمان باشد!
پایمان را کجا میگذاریم!...

شرمنده شهدا...

گمشده

 

normal_Avazak_ir-Love11052

تا به حال شده است که خودت را گم کنی؟ آنقدر گم شوی که هرچقدرهم که دست وپا بزنی نتوانی خودت را بیابی؟انقدر غرق مشکلات این دنیا شوی که فراموش کنی که هستی؟از این زندگی چه میخواهی؟ واقعا شده؟

چه گم شدن بزرگی است این گم شدن!!!!چند وقت است که به دنبال خویشم وهرچه می رومو میگردمو تلاش میکنم نمیدانم کجایم؟ نمیدانم خودم را کجا جا گذاشته ام؟ نمیدانم خودم را در گذشته جا گذاشته ام یا در حال گم کرده ام یا راهیه آینده کردمو خود بیخبرم....

کم مانده آگهی بزنم که هرکسی که مرا یافت به خودم تحویل دهد...

وقتی خودت را گم میکنی همه چیز هیچ است وپوچ... چشمانت  بی بهانه  می بارند..تمام احساست انگار میمیرد.می بینی چقدر هوا طوفانی است؟ هوای دلم را میگویم..انقدر شکست وشکست وشکست که حالا معلوم نیست هر تکه اش را طوفان به کجا میبرد..یکی نیست به او بگوید دست نگهدار..شکستن کافی نبود؟؟؟ شکستن... طوفان... گم شدن...

 همه حرفم باتوست.. دستانم را ببین پراز خواهش است...پراز تمناست...میخواهم کنارم باشی تا پیداشوم تا زندگی کنم تا ستایشت کنم... من میترسم بدون تو... سخت است رفتن بی نگاه تو..

من خودم را در میان خواندن کلام قرآنت  خط به خط کمیل و توسلت و تمام صبوری ها ... ساخته ام به من بگو علت گم شدنم را.. خطایم چه بود که سردرگمی نصیبم شد؟؟ پریشانی؟؟ دلم بهانه ات را میگیرد...

 خدایا در عبور از این دنیای رنج راهنمایم باش تکیه گاهم باش...آرامم کن خدا...

میلاد امام حسن عسگری (ع) را به امام زمان (ع) و همه ی شما دوستای خوبم تبریک میگم

نمی دانم..

Copy of 1035

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

.......................................

 ضربان زمان را در دل شب بهتر می شنوم ...
حال را از دست داده ایم ،به دنبال گذشته از دست رفته ایم! امروز را می بازیم به فردا مینازیم...
ساعتم مشکوک است ؟!همیشه از آن عقب می مانم ....
فردای در پیش شاید شایعه ای بیش نباشد
...

.....................................................

دلم باران می خواهد؛ اما نه فقط بارانی از چشم؛ بارانی از دل

گاهی..

Photo-skin.ir-Light275

گاهی دلم تنگ تو می شود …

به تمام دلایلی که نیستی …

و به اجبار آروم می گیرم …

چه اجبار تلخی …

منبع(نغمه سرا)

........................

خدایا ممنون.ممنون ازاینکه همیشه هستی کنارم.ازاینکه نمیزاری بیراهه برم حتی توبدترین شرایط. این روزا خیلی حست میکنم.این حسمو دوست دارم چون حس بودنه..امیده..عشقه.. و تو خدا   هستی.. امیدی..عشقی..و تو بارونی..

به امید ظهورت..

تو بارانی

برای

لبخند شدن

آرام شدن

خدایی شدن

کافیست بفهمیم

"او از رگ گردن به ما نزدیک تر است."

...................

از اﯾـטּ َﭘـﺲ َﺗـﻨﮫـﺂ اבاﻣـہ ﻧﻤﯿـבھـﻤـ

בر زﯾﺮ ﺑـﺂرآטּ َﺣـّﺘـﮯ ﺑـہ בرﺧـﻮاﺳﺘــ َ

ﭼـﺘـﺮ َھـﻤـ ﺟﻮاﺑــ َرב ﻣﯿـב َھﻤـ ﻣﯿﺨـﻮا َھﻤـ

ﺑـﺂ / ﺗــﻮ / ﺑﻮבטּ را ﺑـہ ُرخ اﯾـטּ َھـﻮاے


בل َاﻧﮕﯿـﺰ ﺑﮑ َﺸﻤـ ﺑـﺂرآטּ ببآر


 َﻣﻦ َﭼـﺘﺮ ﻧَـבارﻣـ َاﻣـﺎ ﯾـﺂر בارﻣـ / ...

خدایا..

بیایید به خاطر غم هایی که در دل داریم شکرگذار خدا باشیم زیرا در سایه ی این غم هاست که درس دلسوزی می آموریم...

بیایید به خاطر دردهایی که داریم خدا راشکر کنیم زیرا در سایه این دردهاست که صبور وشکیبا میشویم..

خدا را شکر کنیم به خاطر دوستانی که مارا رنجاندند چون در سایه ی این دوستان است که ما درس بخشیدن وگذشت را یاد میگیریم...

خدایا دلم گرفته..

سردرگمی

و من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخت؟
و حتی شک داشتم که آرامش را می خواهم یا خوشبختی را!
و هنوز دست و پا میزنند
ذهن خسته ام…
قلب درمانده ام…
چشمان بهت زده ام…
حرف هایم این روزها سر و ته ندارد!!

«حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود،                     افسوس كه به جاي افكارش                           زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و                    بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند.»